آن درک اصلی و اولیه از اجتماع، اعمال و رفتار مناسب و بطور کلی، زندگی را نشان می دهد. این دلایل، دیگر هیچ گونه احتمالی را برای شک و تردید در خواندن یا نخواندن داستان کودکانه برای فرزندان خردسال هنگام خواب در شب، باقی نمی گذارد. مهم نیست که شما چقدر خسته هستید، چند دقیقه ای را برای خواندن حداقل یک داستان کوچک برای کودک خود پیدا کنید. من به شما قول می دهم که آنها در آینده، از شما تشکر و قدردانی خواهند نمود.
داستان کودکانه خرگوش کوچولو که در مهد کودک تبریز نیز آن را برای کودکان تعریف می کنند ، ساده، روان و بسیار پر هیجان است که با تصاویری دقیق و واقع گرایانه همراه شده است. تصاویری ظریف که با آبرنگ کار شده اند و در آن حیوانات، گیاهان و فضای مزرعه به درستی و با جزئیات بسیار به نمایش در آمده اند. قطع کتاب کوچک است و به همین دلیل استفاده و در دست گرفتن آن برای کودکان آسان تر است.
متن کتاب از کنجکاوی ها و نافرمانی های کودکانی سخن می گوید که خود میل دارند تا همه چیز را تجربه کنند و در این راه تمامی خطرات را به جان می خرند، هرچند که پایان کار چندان هم خوش آیند نباشد. داستان حاوی پیامی اخلاقی است مبنی بر گوش دادن به حرف بزرگترها اما این پیام را هنرمندانه و نامحسوس بیان می کند.
گرههای این داستان بهانهای برای تشویق کودکان به گفت و گو و به بوته آزمایش گذاشتن قضاوت اخلاقی آنان فراهم می آورد. سؤالاتی نظیر: تا چه میزان باید به حرف بزرگترها گوش داد؟ تا چه حد میتوان از نصایح دیگران پیروی کرد؟ در چه زمانی حق داریم به حرف دیگران گوش ندهیم؟ آیا شما تا به حال کسی را از انجام کاری منع کردهاید؟ چرا؟ اگر آنها به توصیه شما توجه نکنند عصبانی میشوید؟ چرا؟ چرا دیگران مارا از انجام برخی کارها منع میکنند؟ چه کسی حق دارد که به ما امر و نهی کند؟ و بسیاری سؤالات دیگر که بنا به سن و قدرت درک و استدلال کودک می توان طرح کرد.
داستان خرگوش کوچولو (پیتر ربیت) یکی از محبوبترین کتابهای تصویری کودکان است. این کتاب که نویسنده و تصویرگر آن خانم بئاتریکس پاتر است برای اولین بار با همین قطع کوچک در سال ۱۹۰۲ به چاپ رسیده است. و تا کنون بارها و بارها تجدید چاپ شده و برنامه ها تلویزیونی، نمایشها و بالههای بسیاری نیز بر مبنای آن ساخته شده است.
وولک برای سرگرمی کودکان شما در سایت خود قصه صوتی کودکانه می گذارد تا مشکل زمان موجب عدم قصه گفتن شما برای کودکان و عدم شنیدن قصه از جانب آنها گردد. ما این داستان راهمراه با داستان های دیگر ، کارتون و معرفی مهد کودک های مختلف مثل مهد کودک اصفهان ، مهد کودک شیراز ، مهد کودک تهران و .... در اختیار شما می گذاریم تا فرزندانتان را به خوی همراه ها بهترین سرگرمی ها تربیت کنید .
یکی از زیباترین و اموزنده ترین قصه ها داستان علی کوچولو است که همه ما در کودکی ان را شنیده ایم .
یک روز از روزهای تابستان که هوا بسیار گرم بود علی کوچولو همراه مادرش برای خرید به بازار رفت. او بسیار خوشحال بود که می توانست همراه مادرش باشد، چون در خانه حوصله اش سر می رفت و دوست نداشت تنها بماند، برای همین از مادرش خواهش کرده بود که همراهش باشد و مادر هم قبول کرده بود اما به یک شرط، او از علی قول گرفته بود که هر چیزی که می بیند را نخواهد و او را اذیت نکند...... علی هم قول داده بود که چیزی نخواهد، همین طور که در بازار قدم می زنند تا مادر خرید هایش را بکند، ناگهان علی کوچولو چشمش به آن طرف بازار افتاد، در آن طرف بازار مردی جوجه های کوچک می فروخت، علی که قول داده بود دست مادر را رها کرد و به سمت جوجه فروش رفت تا آن ها را تماشا کند، مادر هم به دنبال علی دوید و گفت: علی؟ این چه کاری است که می کنی؟ دست من را نباید ول کنی. علی گفت: مادر؟ می دانم قول دادم که پسر خوبی باشم و تو را اذیت نکنم اما می شود از این جوجه ها برایم بخری؟
برای شنیدن و خواندن ادامه داستان به وولک مراجعه کنید .d